وقتی درست پیش از کریسمس مشغول نگارش این مقاله بودم، به این فکر می‌کردم که سال پیشِ رو چه چیزی برای طلا و نقره در بر خواهد داشت. چشم‌اندازی که به‌زودی برای طلا در سال ۲۰۲۶ منتشر می‌کنم، نشان می‌دهد پس از رشد تقریباً ۷۰ درصدی قیمت طلا در سال جاری، چندان خوش‌بین نیستم.

در مقابل، نقره در سال ۲۰۲۵ عملکردی حتی خیره‌کننده‌تر داشته و با رشدی نزدیک به ۱۵۰ درصد، هر دو فلز را در مسیر قوی‌ترین بازده سالانه خود از سال ۱۹۷۹ قرار داده است. اگرچه صعود طلا تدریجی و قابل انتظار بود، اما جهش نقره – پس از سال‌ها ناامیدی برای سرمایه‌گذاران آن – ناگهانی و چشمگیر ظاهر شد.

افزایش قیمت نقره با ورود سرمایه‌های سفته‌بازانه و اختلالات مداوم در عرضه، به‌ویژه در مراکز تجاری کلیدی که همچنان تحت تأثیر فشار فروش تاریخی ماه اکتبر بودند، تشدید شد. اکنون پرسش اصلی این است:
آیا این حرکت به سال ۲۰۲۶ نیز سرایت خواهد کرد و آیا شاهد ثبت رکوردهای جدید خواهیم بود؟

چه عواملی پشت صعود فلزات گرانبها قرار دارند؟

از منظر کلان، شرایط تقریباً ایده‌آل بوده است. انتظار می‌رود فدرال رزرو آمریکا در سال ۲۰۲۶ نیز به کاهش نرخ بهره ادامه دهد؛ عاملی که از نظر تاریخی همواره به نفع فلزات گرانبها عمل کرده است. نرخ‌های بهره پایین‌تر، جذابیت پول نقد و اوراق قرضه کوتاه‌مدت را کاهش می‌دهد، دلار آمریکا را تحت فشار می‌گذارد و سرمایه‌ها را به سمت دارایی‌های فیزیکی با نقش «ذخیره ارزش» سوق می‌دهد.

طلا نخستین ذی‌نفع این روند بود، اما نقره به‌سرعت از آن پیروی کرد و سپس شتاب گرفت. بانک‌های مرکزی همچنان خریداران باثبات طلا بوده‌اند و جریان‌های ورودی ETFها، به‌ویژه در بازار طلا، نقش مهمی ایفا کرده‌اند. دارایی ETFهای مبتنی بر طلا از ماه مه تاکنون به‌طور پیوسته افزایش یافته که نشان‌دهنده پایداری تقاضاست.

سیاست نیز بی‌تأثیر نبوده است. رویکرد تهاجمی دونالد ترامپ در قبال تجارت جهانی، همراه با انتقادهای مکرر او از استقلال فدرال رزرو، در ابتدای سال به افزایش قیمت‌ها دامن زد. هم‌زمان، سرمایه‌گذاران به‌طور فزاینده‌ای از اوراق قرضه دولتی و ارزهای فیات فاصله گرفته‌اند؛ چراکه نگرانی‌ها درباره افزایش بدهی‌های دولتی و کاهش تدریجی ارزش واقعی این دارایی‌ها رو به افزایش است. این همان استدلال دیرینه‌ای است که همواره از خوش‌بینی من نسبت به طلا و نقره حمایت کرده است.

اثر سرریز طلا و جهش انفجاری نقره

افزایش قیمت طلا تا سطوح بالای ۴۵۰۰ دلار در هر اونس، بسیاری از سرمایه‌گذاران را به جست‌وجوی جایگزین‌های ارزان‌تر سوق داد. نقره، با بازاری کوچک‌تر و نوسانات بالاتر، به‌طور طبیعی به مقصد بعدی تبدیل شد. با آغاز حرکت صعودی، نوسانات قیمتی بقیه مسیر را هموار کردند.

اما برخلاف طلا، نقره صرفاً یک پوشش ریسک مالی نیست؛ بلکه نقشی حیاتی در صنعت ایفا می‌کند. تقاضا از سوی بخش فناوری – به‌ویژه خودروهای برقی، پنل‌های خورشیدی، باتری‌های پیشرفته و تجهیزات الکترونیکی – به‌شدت افزایش یافته است. نقره بهترین رسانای الکتریکی شناخته‌شده است و در بسیاری از کاربردها جایگزین مناسبی ندارد. با گسترش خودروهای برقی و تداوم سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر، تقاضای نقره ماهیتی ساختاری دارد، نه چرخه‌ای.

گلوگاه اصلی: بحران عرضه نقره

در همین‌جا مشکل واقعی نمایان می‌شود: عرضه. تولید نقره سال‌هاست که در همگام شدن با رشد تقاضا ناکام مانده است. بخش عمده نقره به‌عنوان محصول جانبی استخراج فلزاتی مانند مس، سرب و طلا به دست می‌آید؛ بنابراین حتی با افزایش قیمت‌ها، تولید نمی‌تواند به‌سرعت افزایش یابد.

کاهش عیار سنگ معدن، محدودیت‌های زیست‌محیطی و کمبود پروژه‌های جدید در کشورهای تولیدکننده‌ای مانند مکزیک، پرو و چین، این فشار را تشدید کرده‌اند. در نتیجه، تقاضای جهانی برای پنجمین سال متوالی از عرضه معادن پیشی گرفته است.

به این مجموعه، تنش‌های ژئوپلیتیکی را نیز اضافه کنید. نگرانی‌ها درباره احتمال اعمال تعرفه بر نقره از سوی آمریکا – به‌ویژه پس از قرار گرفتن آن در فهرست مواد معدنی حیاتی سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده – موجب انباشت گسترده این فلز شد. حجم زیادی از نقره به انبارهای مرتبط با Comex در نیویورک منتقل شد و موجودی‌ها در لندن، قطب اصلی معاملات نقدی، کاهش یافت. هم‌زمان، ETFهای مبتنی بر نقره بیش از ۱۰۰ میلیون اونس جذب کردند و عرضه در دسترس را بیش از پیش محدود ساختند.

نتیجه، بازاری بود که عملاً قفل شد: هزینه‌های استقراض نقره به رکوردهای بی‌سابقه رسید، نقدینگی کاهش یافت و قیمت‌ها با هجوم خریداران به سمت فلز فیزیکی جهش کردند. برخلاف طلا، نقره پشتوانه بانک مرکزی ندارد؛ زمانی که موجودی‌ها کاهش می‌یابد، «وام‌دهنده نهایی» وجود ندارد. همین ویژگی، نوسانات نقره را شدیدتر، سریع‌تر و انفجاری‌تر می‌کند.

پس از صعود عمودی ۲۰۲۵، نقره به کجا می‌رود؟

نقره در سال ۲۰۲۵ بی‌سروصدا از «پسرعموی ارزان‌تر طلا» به ستاره بازار فلزات گرانبها تبدیل شد. قیمت‌ها به بالای ۷۰ دلار در هر اونس رسیدند و به‌راحتی از طلا پیشی گرفتند. اگرچه طلا زمینه‌ساز این حرکت بود، اما جهش نقره حاصل ترکیبی کم‌نظیر از عوامل کلان، ساختار بازار و محدودیت‌های واقعی عرضه بود.

در نگاه به آینده، بنیان‌های بازار همچنان قدرتمند هستند:
تقاضای صنعتی نشانه‌ای از افت ندارد، موجودی‌ها نزدیک به کف‌های تاریخی‌اند و محدودیت‌های عرضه ساختاری و پایدار هستند. تا زمانی که نرخ‌های بهره تحت فشار نزولی باقی بمانند، دلار تضعیف شود و ریسک‌های ژئوپلیتیکی بالا بماند، احتمالاً قیمت نقره در سطوح بالا – هرچند همراه با نوسان – حفظ خواهد شد.

با این حال، تکرار رشدهای انفجاری سال ۲۰۲۵ بعید به نظر می‌رسد و حتی خطر اصلاح‌های شدید نیز وجود دارد.

چه عواملی می‌توانند نقره را در سال ۲۰۲۶ محدود کنند؟

نقره پس از یک رالی کم‌نظیر وارد سال ۲۰۲۶ می‌شود و همین موضوع چشم‌انداز را متعادل‌تر می‌کند. بخش زیادی از سیاست‌های انبساطی از پیش در قیمت‌ها لحاظ شده، بازده اوراق قرضه همچنان بالاست و برخی ریسک‌های ژئوپلیتیکی نشانه‌هایی از ثبات نشان می‌دهند. در چنین شرایطی، حتی با وجود محدودیت عرضه، احتمال اصلاح قیمت‌ها افزایش می‌یابد.

از سوی دیگر، عملکرد طلا – با توجه به همبستگی بالای این دو فلز – یک عامل کلیدی خواهد بود. اگر تقاضای چین برای طلا کاهش بیشتری یابد یا بانک‌های مرکزی سرعت خرید خود را کم کنند، بازار می‌تواند در برابر سودگیری آسیب‌پذیر شود و این فشار به نقره نیز منتقل گردد؛ به‌ویژه در شرایطی که موقعیت‌های معاملاتی بسیار فشرده شده‌اند.

هم‌زمان، انتظارات برای کاهش بیشتر نرخ بهره نیز تعدیل شده و برخی بانک‌های مرکزی بزرگ از تمایل به مکث یا حتی سیاست‌های انقباضی سخن می‌گویند؛ موضوعی که می‌تواند محرک‌های رشد فلزات گرانبها در سال ۲۰۲۶ را محدود کند.

تحلیل تکنیکال نقره

از منظر تکنیکال، روند کلی همچنان صعودی است، اما ریسک‌ها در حال افزایش‌اند. تا زمانی که ساختار سقف‌ها و کف‌های بالاتر حفظ شود، شرط‌بندی‌های نزولی تهاجمی توجیه‌پذیر نیست. با این حال، کشیده شدن مومنتوم و قرار گرفتن RSI در سطوح هشداردهنده در اغلب تایم‌فریم‌ها، احتمال اصلاح را افزایش داده است.

سطوح حمایتی مهم برای هر اصلاح احتمالی شامل محدوده‌های روانی ۶۰ و ۷۰ دلار است. اما مهم‌ترین سطحی که باید زیر نظر داشت، ناحیه حدود ۵۰ دلار است؛ سطحی که با منطقه شکست بلندمدت و سقف‌های تاریخی دهه ۱۹۸۰ و سال ۲۰۱۱ هم‌راستا است. سطح ۵۴.۵۰ دلار نیز می‌تواند به‌عنوان ناحیه‌ای مناسب برای واکنش قیمتی در نظر گرفته شود.

در مسیر صعودی، به دلیل نبود نقاط مرجع تاریخی، شناسایی مقاومت‌ها دشوار است و بهترین رویکرد، پیروی از رفتار قیمت خواهد بود.

جمع‌بندی

در مجموع، نقره می‌تواند در سال ۲۰۲۶ همچنان در سطوح بالایی باقی بماند، اما ادامه یک روند صعودی شدید احتمالاً نیازمند شوک جدید در عرضه یا چرخش آشکار بانک‌های مرکزی به سمت سیاست‌های انبساطی است. از این‌رو، رویکرد محتاطانه‌تر آن است که ابتدا منتظر یک اصلاح معنادار بمانیم و سپس در سطوح پایین‌تر به دنبال فرصت‌های خرید باشیم.

ترجمه شده از وبسایت خبری www.forex.com